قچاق در خصوص داستان اين سه قسمت هم ادامه مي دهد:« معلم مدرسه از بچه ها مي خواهد خاطره اي در خصوص شب هاي احيا بنويسند و اعلام مي كند كه اين خاطره مي تواند حتي براي اعضاي خانواده هم باشد. پسر خانواده در خانه از پدر ، مادر، خواهر، برادر و پدربزرگ مي خواهد كه براي او خاطره اي تعريف كنند. هركس خاطره اي مي گويد. نوبت به پدربزرگ مي رسد. پدربزرگ مي گويد كه 25 سال پيش در شب احيا جواني را ديده كه گرفتار به نظر مي رسيده است. پدربزرگ از او مي پرسد چه شده كه او اين قدر گرفتار است. جوان مي گويد پدرم در بيمارستان است و مادرم گفته هركس در شب قدر دعا كند برآورده مي شود. پدربزرگ ....»
منبع : پایگاه اطلاع رسانی شبکه دوم سیما