روزه داشتن یكی از اعمال بزرگسالان است كه برای كودكان جاذبه بیشمار دارد. كودك حال روحانی والدین خود را به هنگام افطار كه لب باز نمی كنند تا دعایی را زیر لب زمزمه كنند، می بیند و بدان با دقت می نگرد . زمزمه های دعای سحر را در خواب و بیدار شبانه می شنود . همه اینها برای او راز بزرگی را در خود دارد و به تخیل و آمال كودك مجال جولان می دهد و برای آنكه سهمی از این بزرگی را نصیب خود سازد به اصرار از والدین خود می خواهد تا او را نیز در این كار مشاركت دهند.
در فرهنگ ما برای پاسخگویی به این نیاز و آرزوی كودكان روزه های «كله گنجشكی» یا روزه «پیوندی» معمول و متداول است و داستان یا داستان هایی مرتبط با آن به ذهن رویا پرداز كودكان پاسخ می دهد . در این نوع روزه ، والدین كودك را راضی می كنند كه از سحر تا اذان ظهر روزه بدارد و با اذان ظهر افطار كرده و دوباره تا اذان مغرب از خوردن و آشامیدن دست بشوید، بدین ترتیب روزه كودك، دو پاره می شود و والدین كودك با این داستان كه در آخر ماه رمضان استادی پینه دوز، یا ملائك آسمان، روزه های دو پاره را به هم دوخته و از آن یك روزه كامل می سازند، او را راضی و خشنود می كنند. و این خود نشان از آن دارد كه گذشتگان ما كه فرهنگ و آداب و رسوم ما به جای مانده از آنان است، به درستی و علی رغم كم دانشی خود، ضمیر خیال پرداز و بدون مرز كودكانه را می شناخته اند .